تاريخ : شنبه چهارم آذر 1391 | | نویسنده : دوستان

در روایت است که آدم (علیه السلام) به پیشگاه باریتعالی شکوه کرد که:
«پروردگارا! شیطان را بر من سلطه بخشیدی و وسوسه هایش را همچون خون در رگ هایم روان ساختی. به من نیز در برابرش چیزی عنایت کن.»
خدا فرمود:
ای آدم! هر کس از فرزندانت که به اندیشه ی گناه افتد، در نامه ی کردارش نمی نویسم مگر انجامش دهد، و هر کس به اندیشه ی کار نیکی افتد، پاداش آن کار را برایش می نویسم و اگر به انجامش آورد، ده برابر برایش می نویسم.
آدم (علیه السلام) گفت:
«پروردگارا! بیشتر می خواهم.»
خدا فرمود:
هر کس از فرزندانت که به گناه افتد و سپس توبه کند، گناهش را می آمرزم.
آدم (علیه السلام) گفت:
«پروردگارا! بیشتر می خواهم.»
خدا فرمود:
درِ توبه را برایشان باز می گذارم تا هنگامی که جانشان به گلو رسد.
آدم (علیه السلام) گفت:
«پروردگارا! همین بس است.»